عبد الرزاق اللاهيجي

72

گوهر مراد ( فارسى )

دانستى كه قول به هيولا به معنى مادة المواد مذهب همهء علماء است و خلاف در ما صدق هيولا است نه در مفهوم هيولا . و اگر كسى توهّم كند كه قايل شدن به مادة المواد مطلقا مستلزم قدم عالم است ، به سبب آن كه لازم شود كه مادة المواد مصنوع نباشد ، پس قديم باشد ، اين توهم نيز باطل است ، چه لزوم عدم مصنوعيّت مادّة الموادّ از مادّهء ديگر مسلّم است و از اينجا عدم مصنوعيّت مطلق لازم نيايد ، امّا لزوم عدم مصنوعيّت به معنى عدم مخلوقيّت اصلا مسلّم نيست . چه گاه باشد كه مصنوع گويند و مخلوق از مادّه خواهند و گاه باشد كه مصنوع گويند و مخلوق مطلق خواهند و معنى اوّل اخص است از معنى دوّم و از نفى اخصّ نفى اعمّ لازم نيايد . و هرگاه مصنوع به معنى اخصّ اطلاق كنند مقابل او را مبدع گويند و همه علما متفق‌اند كه مخلوقات بارى تعالى بر دو گونه‌اند : مصنوع و مبدع و هر دو مصنوع به معنى اعم‌ّاند . و اما عرض بر سه گونه است : چه اگر در مفهوم او قبول قسمت معتبر است آن را كمّ خوانند ؛ و اگر نسبت به غير معتبر است عرض اضافى و عرض نسبى نيز گويند ؛ و اگر در مفهومش نه قسمت معتبر است و نه نسبت ، كيف خوانند . اما كمّ عبارت از قدر و اندازه اشياست و قسمتى كه در اشيا واقع شود از خاصيّت اوست ، چه هر شيء تا قدرى براى وى معتبر نشود فرض قسمت در او متصوّر نباشد ، پس قسمت بالذّات بر او واقع شود و به تبعيّت او بر موضوع او . و قسمت چنان كه گذشت بر دو گونه است : قسمت خارجى كه انفكاكى گويند و قسمت ذهنى كه فرضى خوانند . و آنچه خاصّهء كمّ است قسمت فرضى است و قسمت انفكاكى ، خاصه هيولا است اما به سبب كمّ . و كمّ بر دو گونه است : متصل و منفصل . كمّ متصل آن است كه ميان هر دو قسمى كه در او فرض شود حدّى باشد مشترك ميان هر دو به اين معنى كه